تبليغاتX
ندای اسمونی و عشق پیروز

من به غير از تــــو نخواهم ، چه بدانی ، چه ندانی

از درت روی نتــــــــابم ، چه بخوانی ، چه برانی

دل من ميل تـــــــو دارد ، چه بجوئی چه نجوئی

ديده ام جـای تــــو باشد ، چه بـمانی ، چه نـمانی

مـن کـه بيمار تـــــو هستم ، چه بپرسی چه نپرسی

جان به راه تـــــــو سپارم ، چه بدانی ، چه ندانی

ميتوانی به همه عـمر ، دلم را بفريبی

ور بکوشی ز دل من بگريزی ، نتوانی

دل من سوی تــــــو آيد ، بزنی يا بپذيری

بوســــه ات جان بفزايـد ، بدهی يـا بستانی

جانی از بهر تـو دارم ، چه بخواهی چه نخواهی

شعرم آهنگ تــو دارد ، چه بخوانی چه نخوانی

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 19:20 توسط ندای اسمونی |


درکشتی زندگی با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است.

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388 12:29 توسط ندای اسمونی |


امروز دقیقا ۵ سال میگذره از روزی که من اومدم اما دیر اخه ماشین با تاخیر اومد توام گفتی این نمیاد اما من ۹.۳۰ مبدان ارژانتین بودم گشتم دیدم نیستی زنگ زدم ناراحت بودی گفتی باش تا بیام منم با دوستم رفتم نشستم تا بیای من تنها نشستم دوستم رفت تا یه جایی بعد با یه بغل روزنامه اومدی همونجا کلی خندیدم یادش بخیر  ......

بعدش بیرون گردش تفریح شام بعدم خونه یادته آهنگ نگار گذاشتی واسم .......

نمیدونی چقدر دلم برای اون لحظه تنگ شده ...........

دلم میخواست امروز پیشت بودم ام نشد که بشه .......

۵ سال خودش یه عمری میشه ها مگه نه؟

راستی خوشحالم بعد از کلی اپ کردم اونم به این مناسبت خیلی خوشحالم

امیدوارم همه منو ببخشند ام دوستون دارما  بازم سعی میکنم بیام

امروزو خیلی دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارمممممممممممممم

تو را هم

دوست دارم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 15:9 توسط ندای اسمونی |


امروز ۲۴ زمستون میگذر از زمستونی که خدا تو را افرید

پس بیست و چهارمین زمستونت مبارک

با بهترین ارزوها برای تو بهترین زندگیم

 

تولدت مبارک

+ نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387 21:45 توسط ندای اسمونی |


سلام به همه دوستام

اومدم خداحافظي كنم برم با اينكه خيلي سخته برام اما مجبورم دلم ميخواد خيلي حرف بزنم اما نميتونم نه اين اشكايي كه مياد ميزاره نه دلم رازي ميشه هميشه اينظطوري بوده هيچوقت حرفاي ته دلمو نتونستم بگم و بزرگترين مشكلم اين بوده وبلاگمو خيلي دوس دارم هم  نداي اسموني و هم عشق پيروز اما نداي اسمونيو بيشتر دوس دارم اما ديگه نوشتن هم ارومم نميكنه فقظ گريه كه ارومم ميكنه بهترين چيزيه كه فهميدم دواي درد منه البته با نمازم اروم ميشم جدايي خيلي سخته اما بايد برم چون نداي اسموني ديگه ارومم نميكنه ............

  •  مگذاريد دگر بر سر را هم تله اي من كه خودبي تله در دام خودم زنجيرم همه پژمرده وافسرده و ماتم زده ام همه مي نالم وچون ناله بي تاثير.........

 خيلي وقتها كه غم و غصه داشتم وبلاگ ارومم ميكرد ميومدم همزمان با نوشتن گريه ميكردم اما الان با ديدن نداي اسموني حالم بدتر ميشه خيلي بد در حدي كه دلم ميخواد حذفش كنم تا ديگه نباشه نميدونم چرا اينطوريه شايد يه احساس زودگذر باشه و اميدوارم كه اينطوري باشه اما اومدم بگم ببخشيد زياد اذيتتون كردم

  •  دوست داشتن انسان ها به معنی از خود مایه گذاشتن برای دیگران اندیشیدن و احساس کردن و بهترین را برای او خواستن و آرزو کردن است . عشق می خواهد که ایثار کند و در ایثار کردن به نهایت برسد .
  • آموخته ام ... که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد، فقط دستي است براي گرفتن دست او، و قلبي است براي فهميدن

راس ميگه عشق فقط همونه و بعضي اوقات يه چيزه بيشتر همين چيزه ديگه اي نيست عشق عشق خيلي كلمه زيبايي اما ديگه دلم ميخواد بازم بنويسم اما ميدونم هرچيم بنويسم بازم مياد كه بنويسم  دوستون دارم امبدوارم بازم بيام به ديدنتون و ديگه دعا نميكنم عاشق باشيد

 

                                                    شاد پيروز سلامت باشيد

                                                      خدانگهدار

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 19:39 توسط ندای اسمونی |


شب قراريست كه ستاره براي بوسيدن ماه ميگذارد و چه زيباست شرم زمين كه خود را به خواب ميزند.

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387 19:54 توسط ندای اسمونی |


چارلي چاپلين به دخترش: تا وقتي قلب عريان كسي را نديدي بدن
عريانت را نشانش نده! هيچ گاه چشمانت را براي کسي که معني
نگاهت را نمي فهمد گريان مکن قلبت را خالي نگه دار اگر هم يه
روزي خواستي كسي را در قلبت جاي دهي سعي كن كه فقط يك نفر
باشد به او بگو كه تو را بيش تر از خودم وكمتر از خدا دوست دارم
زيرا كه به خدا اعتقاد دارم وبه تو نياز دارم .

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387 20:18 توسط ندای اسمونی |


يكي بود يكي نبود زير اين طاق كبود غير از خدا هيچ كس نبود

يكي بود يكي نبود آشناي قصه بود

يكي بود يكي نبود يعني خدا

يكي بود يكي نبود بهترين حرفه واسه شروع خاطره ها

يكي بود يكي نبود يعني جهنم و بهشت

يكي بود يكي نبود يعني خداي سرنوشت

پس يكي بود يكي نبود

يكي اينور يكي اونور

دوتا قلب پيش هم از راه دور

چشا گريون لبا خندون

يه طرف چشماي شور

يكي بود يكي نبود

دو تا قلب بي ريا

دو تا دست كه پل شدن سوي خدا

دو نفر كه واسه هم تا خود صبح مي كردن دعا

باز يكي بود يكي نبود

دو صداي آشنا

تو شهر آرزوها

يه صداي آشنا دلاشون رو برد و برد

تا به دست هم سپرد

يكي بود يكي نبود

قصه هاش اينجوريه

گاهي وقتا غصه نداشتن يك نفري

توي سرخي دل شقايق جاريه

قصه ها

چه خوب چه بد

همشون با يكي بود يكي نبود شروع ميشن

مهم اينه كه

بتونيم فكر بكنيم آخرشون

با كدوم حرف قشنگ تموم ميشن

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387 23:38 توسط ندای اسمونی |


پروردگارا

به من آرامش بده

تا بپذيرم آنچه را كه نمي توانم تغيير دهم

دليري ده

تا تغيير دهم آنچه را مي توانم تغيير دهم

بينش ده تا تفاوت اين دو را بدانم

مرا فهم ده

تا متوقع نباشم دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار كنند

 

سلام به همه

نمیدونم چیبگم اما اومدم بگم باهمتون قهرم من هربارکه میام نت به همه دوستم سر میزنماگه وقت کنم نظر میدم اما هیچکدومتون چزحامد ومامان ملودی نمیاد منم تصمیم رفتم قهرکنمتا هر وقت اروم شدم شایدبیام بنویسم الانم از همه ناراحتم تا اطلاع ثانوی دیدن وبلاگ کسی نمیرم

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387 22:47 توسط ندای اسمونی |


امروز بيشتر هواي خدا را كردة امروز دلم شكست اين حقم نبود......

+ نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387 10:1 توسط ندای اسمونی |


درباره وبلاگ X

عشق شايد تنها جايزه ي اين روزگار نامهربان است كه براي بردنش نيازي به پارتي نيست ! برايش مهم نيست كه تو "شاهي يا" گدا" ! مردي يا زن ! هر چه كه هستي ، باش ! فقط تنها شرطش اين است كه ارزش آن را بشناسي و حرمتش را نگه داري.


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386



پیوندها

عشق پيروز *وبلاگ خودم
خدا يكي حامد يكي
خدا يكي حامد يكي
نيمه شب
ساقي تنها
صادق كرده
ابجي مرجان
آتش عشق
پياده روهاي قيطريه
گل نرگس بيا
داداش محمود
مهگل جون
مهدي و دل تنگيهاش
یادداشت های یک دیوانه
درختان ایستاده میمیرند
نم نم باران
بازار بورس عشق
مامان*ملودی
پاییز 85
دلتنگی ها
لاله جون و عشق ابدی
نرگسی
بهشت گمشده
تنهايي
گلديس
تويسركان دانش
راز شمع
نيروي زندگي
خط خطي
كلبه تنهايي
حس تازه
عاشق شياد
دارچين*پگاه جونم
مترجم زبان مجاري
نارون
سرگرمي هاي خنده دار
دكتر هانيبل
نیایش جون
اسیر


    تعداد بازديدها:

RSS